تبلیغات
تالدیک-Taldyk - فرازی بر زندگانی دکتر حسین شکویی پدر جغرافیا ایران و نقد فلسفه جغرافیا
 
تالدیک-Taldyk
اگر یادتان ماندو باران گرفت...........دعایی به حال بیابان کنید
درباره وبلاگ


نام ونام خانوادگی:عیسی پارسا
دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا(اقلیم در برنامه ریزی محیطی)دانشگاه خوارزمی تهران
با عرض سلام و ادب خدمت همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می کنند وبه علاقه مندان علم جغرافیااین وبلاگ جهت گسترش ومعرفی علم جغرافیا وتبادل نظر بین علاقه مندان ایجاد شده است مارا با نظرات سازنده خود در غنای مطالب وبلاگ یاری نمایید.....
ایمیل:eisa.parsa@yahoo.com
تلگرام:
parsa13629@

مدیر وبلاگ : عیسی پارسا
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خودتونو در مورد کیفیفت مطالب وبلاگ بیان کنید؟









 
 

 

 

 

 

دکتر شکویی: جغرافیا، روابط متقابل میان انسان و محیط و یا انسان و مکان را با میانجیگری فرایندهای نهادی و ساختاری مطالعه می کند

1- زندگی نامه

در سال 1312 در محله راسته كوچه تبریز در دیار شهریار و ستارخان و با قرخان كودكی بدنیا آمد كه به لحاظ دیانت و اعتقاد خانواده وی به حسین بن علی (ع) و برگزاری روضه‌های ماهانه در منزل، نام او را حسین گذاشتند. وی دوران كودكی را تا دبیرستان در این محله سپری كرد، محله‌‌ای كه یكی از كانونهای مبارزه در دوره‌ مشروطیت بود و همین شرایط ویژگیهای اجتماعی ـ اقتصادی محله زندگی او بود كه ایشان را وارد فعالیت های سیاسی كرد بطوریكه در دورة ملی شدن صنعت نفت به گروه جوانان نهضت پیوست، ایشان علاوه بر اینكه یكی از شاگردان نمونه علمی و اخلاقی در دوره تحصیلات دبیرستانی به شمار می‌آمدند در ورزش نیز گوی سبقت را از همكلاسیهای خود گرفت تا جائیكه به مقام كاپیتانی تیم والیبال جوانان تبریز دست یافت و سالیان سال حتی تا تحصیل در دوره تحصیلات كارشناسی و كارشناسی ارشد این ورزش و كاپیتانی را در تیم ملی تبریز برعهده داشت.

حسین پس از اخذ دیپلم، وارد رشته تاریخ و جغرافیا در دانشگاه تبریز شد و در این مقطع نیز یکی از دانشجویان فعال در سه بعد علمی، ورزشی و سیاسی بشمار می‌رفت، پس از اتمام دوره كارشناسی در سال 1377 شغل دبیری را برگزیده و در دبیرستانهای شهرستان اسكو، تبریز و تهران به تدریس پرداخت و این شغل تا اتمام مقطع كارشناسی ارشد در سال 1346 دانشگاه تهران ادامه یافت، تا اینكه پس از دریافت درجه كارشناسی ارشد در جغرافیای انسانی با درجه ممتاز به دانشگاه تبریز انتقال یافت. او در این دوره فعالیت‌های خویش را متمركز بر بعد علمی کرد تا جائیکه حاصل فعالیتهای این دوره علاوه بر تدریس و پژوهش و تالیف چندین كتاب از جمله فلسفه جغرافیا و جغرافیای شهری، شهرک های جدید، مقدمه ای بر جغرافیایی جهانگردی، حاشیه نشینان شهری و محیط زیست شهری و چندین مقاله علمی در مجلات علمی بویژه نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز بود. سخرانیهای علمی توام با نوآوری های استاد در جریان برگزاری سمینارها و کنگره های جغرافیایی در دانشگاههای مختلف کشور همواره مورد توجه اساتید و دانشجویان جغرافیا بود. در اکثر این گردهمائی ها استاد شکوئی به عنوان اولین سخنران، گشاینده مباحث نو و معرفی ایده ها و نظریه های جدید جغرافیایی بود. تکیه استاد بر عدالت اجتماعی و توجه به قشر محروم جامعه و تاکید بر عدالت در فضاهای جغرافیایی ناشی از علاقه ایشان به انسان و نیازهای انسانی و برآوردن این نیازها از طریق برنامه ریزی های منطقی جغرافیایی بود.

استاد به پاس فعالیتهای علمی وممتاز بودن در دوره كارشناسی ارشد،بورس تحصیلی از دانشگاه میشیگان

آمر یكا دریافت و عازم این كشور شد، لكن به لحاظ گرفتاریهای خانوادگی و مسئولیتی كه در قبال خانواده احساس می‌كرد، تحصیلات دكتری را در آمریكا نیمه تمام گذاشت و به دانشگاه تبریز بازگشت، در این دوره است كه با وجود داشتن مدرك كار شناسی ارشد به درجه استادیاری ارتقاء یافت. دغدغه اصلی استاد در این دوره را دو بعد شكل می‌دهد یكی تقویت نظریه‌پردازی در علوم جغرافیایی و دیگری شناخت معظلات اصلی شهر و ارائه راه حل برای آن. از این رو است كه پایه فلسفی اندیشی توام با جامعه اندیشی بویژه درخصوص حاشیه‌نشینان شهری را می‌توان حاصل این دوره دانست. شایان ذكر است كه بسترهای جامعه اندیشی او را می‌توان از آموزه‌هایی دانست كه ریشه در نهضت ملی شدن صنعت نفت داشت. افزون بر فعالیتهای علمی و رسیدگی به خانواده‌، ادامه تحصیل نیز یكی از دغدغه‌های اصلی او بود، اما احساس مسئولیت خانوادگی ایجاب می‌كرد او در جایی تحصیل نماید كه بتواند به خانواده نیز رسیدگی نماید و از اینرو محل تحصیل را كشور تركیه انتخاب كرد و از دانشگاه استانبول در رشته جغرافیای شهری با درجه ممتاز درجه دکتری خود را در سال 1354 اخذ نمود. دریافت درجه دكتری او كه همزمان با شروع انقلاب اسلامی بود، استاد را مجدداً به فعالیت سیاسی كشاند بطوریكه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یكی از اعضای هیأت رئیسه منتخب دانشگاهیان تبریز در دانشكده علوم انسانی و دانشگاه تبریز انتخاب گردید. ولی دغدغه علمی او اجازه نمی داد كه درگیر مسایل اجرایی شود از این رو علی‌رغم تأكید مسئولین وقت كشور، تدریس و تحقیق را انتخاب كرد و با شكل‌گیری دانشگاه تربیت مدرس ایشان جزو معدود اساتیدی بود كه با پذیرش مسئولیت رشته علوم جغرافیایی از سال 1364، به این دانشگاه انتقال یافت و بدین ترتیب یكی از پایه‌گذاران دوره‌های تحصیلات تكمیلی در كشور گردید. در این مقطع استاد با درجه دانشیاری بسترهای برنامه‌ریزی و نظریه‌سازی و در واقع تولید علم را در حوزه علم جغرافیایی هموارتر ساخت و هر چند در این راه ملامت ها از همراهان و ناهمراهان به جان خرید ولی به لحاظ اعتقاد و باور به توانیهای علمی كشور و بومی كردن ساختارهای و شیوه‌های تولید علم لحظه‌‌ای از پای ننشست تا جائیكه مسئولیت برنامه‌ریزی در علوم جغرافیایی را در کشور بر عهده گرفت و با حضور و عضویت پیوسته در فرهنگستان علوم و عضویت در شورای عالی سمت تلاش كرد این مهم نهادینه گردد. افزون براین در دانشگاه نوپای تربیت مدرس نیز علیرغم میل باطنی خود مسئولیتهای چون مدیر گروه، رئیس بخش، معاون پژوهشی دانشكده و معاون آموزشی دانشگاه را با تمام وجود برعهده گرفت تا رسالت خویش را در فرآیند تولید علم بویژه در حوزه علوم جغرافیایی و سنجش از دور انجام دهد. حاصل چنین فعالیتهای چند بعدی استاد موجب گردید كه همه متخصصان علوم جغرافیایی و سنجش از دور بدون استثناء چه آنهایی كه او را بر می‌تابیدند و چه آنهائیكه او را بر نمی‌تابیدند وی را به لحاظ علمی، نواندیش و مرجع علمی در فلسفه اندیشی و در بر نامه‌ریزی شهری و داشتن اخلاق علمی در حد اعلای خود و نظم و دقت علمی در حد ممتاز و آشنایی كامل با دو زبان بین‌المللی و پایه‌گذار تحولات برنامه‌ریزی در علوم جغرافیایی و سنجش از دور قلمداد كنند، استادی كه حاصل نزدیك به 40 سال فعالیت علمی اجتماعی و بذر علمی او اینك به درخت باروری تبدیل شده است كه در گسترهء سرزمین ریشه دوانده است و مكتبی را شكل داده است كه از او به عنوان مكتب شكوئی یاد می‌شود. استاد شکوئی طی دورهء پرباراستادی در هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه تربیت مدرس علاوه بر فعالیت های علمی ئر سطوح گوناگون که برخی از آنها مورد اشاره قرار گرفت به تدوین کتب ارزشمندی هچون جغرافیایی اجتماع شهرها ( کتاب برگزیده سال 1374)، دیدگاههای نو در جغرافیا ( کتاب برگزیده سال 1367)، اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا (در دو جلد)، جغرافیای کاربردی و مکتب های جغرافیایی پرداخت و حدود 50 مقاله در نشریات گوناگون علمی همچون فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، پژوهش های جغرافیایی، رشد آموزش جغرافیا، مدرس علوم انسانی و ... به چاپ رسانید. وی علاوه بر سردبیری فصلنامه رشد جغرافیا طی دوازده سال ، عضو هیات تحریریه مجلات متعدد و معتبر علمی بود. راهنمایی 11 رساله دکتری و 13 پایان نامه کارشناسی ارشد تنها بخش از فعالیت های هدایت تحصیلی دانشجویان توسط استاد شکویی در دانشگاه تربیت مدرس است که عمدتا" بر محورهای سه گانه برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای، عدالت اجتماعی و فضایی در خدمت رسانی شهری و مسکن و زمین شهری بوده اند. استادشکویی به پاس خدمات علمی خود به علم جغرافیا در سال 1374 به عنوان استاد نمونه کشوری و در سال 1383 به عنوان چهره ماندگار جغرافیا به جامعه علمی کشور معرفی گردید.

هرچند استاد حسین شکوئی علی رغم کهولت سن تا 72 سالگی از تلاش علمی باز نایستاد ولی گویا سرنوشت چنین رقم زده شده بود که جسم و کالبدش در میان ما نباشد و بدیت ترتیب در روز 28 شهریور 1384 در بیمارستان مهرداد به علت بیماری خونی رخت از جهان باقی بربست و در جوار دوست آرام گرفت و جهان علم را بویژه دوستداران علوم جغرافیایی را تنها گذاشت.

درباره ی کتاب(فلسفه جغرافیا)

کتاب "فلسفه جغرافیا" در سال 1349  توسط زنده یاد دکتر حسین شکویی به رشته ی تحریر در آمده است. این کتاب ابتدا توسط انتشارات دانشگاه تبریز منتشر شده و بعدها توسط انتشارات گیتاشناسی، بارها تجدید چاپ شده است. 

نگرش نویسنده در این کتاب، حاصل تحقیق وتتبع وی در اندیشه های علمی ما قبل خود در سال 1349 است. فلسفه هر علم اساس کار آن علم محسوب می‌شود. زنده‌ یاد دکتر حسین شکویی با نگارش چهار کتاب در زمینه فلسفه جغرافیا به تبیین جایگاه درس فلسفه جغرافیا پرداخته است.

 جای شک نیست که دکتر شکویی با پایه ریزی بنیان فلسفه ی جغرافیا و مطرح کردن این موضوع برای اولین بار در جغرافیا و در ایران، به تنهایی گامی بزرگ دراین راستا نهاده است، اما آنچه در اینجا دارای اهمیت است سلسله سوال هایی است که به نظر می رسد عموما مورد غفلت و بی توجهی واقع شده است.سوال هایی از این قبیل:

مباحث مطرح شده در این کتاب مربوط به چه دوره ای است؟ دغدغه های اصلی جغرافیا در آن دوره چه چیزهایی بوده است؟ نویسنده به دنبال چه دغدغه هایی تفکر علمی جغرافیا را در سال 1349 در " فلسفه جغرافیا "بنا نهاد؟ آیا نویسنده توانسته است به خوبی مفهوم فلسفه جغرافیا را برای مخاطبان خود که همان دانشجویان جغرافیا می باشند، تعبیر و تفسیر کند؟ آیا این کتاب توانسته آن چنان که انتظار می رود پاسخگوی نیازهای فکری و علمی دانشجویان و علاقه مندان حوزه ی جغرافیا باشد؟ آیا این کتاب می تواند پاسخ گوی سوال های امروز یک دانشجوی جغرافیا در حوزه ی فلسفه ی جغرافیا باشد؟و...

با این مقدمه، فصول و مفاهیم مورد نظر نویسنده را مورد بررسی اجمالی قرار می دهیم.

نگاهی به عناوین فصل ها

فصل اول کتاب که به «جغرافیا و مفاهیم جغرافیایی» می پردازد، شامل پانزده زیرفصل است که با «تاریخچه و سیر تکوین» شروع و به «وظیفه ی جغرافی دان» ختم می شود.

 فصل دوم« مفاهیم جغرافیای ناحیه یی» را موضوع خود قرار داده که دارای بیست و شش زیر فصل است. مفاهیم جغرافیای ناحیه یی از ناحیه چیست شروع و به نواحی اقتصادی ختم می شود.

مفهوم فرهنگ در جغرافیا، عنوان فصل سوم کتاب است که سابقه ی بررسی های فرهنگی در علم جغرافیا آغازگر زیرفصل های سیزده گانه آن است و با روش مطالعه در جغرافیای فرهنگی به انتها می رسد.

فصل چهارم، "سهم عوامل محیط طبیعی و فرهنگ انسانی در علم جغرافیا" نام گرفته وبا هجده زیرعنوان از برداشت های سه گانه از مفهوم جغرافیا آغاز و با عوامل محیط طبیعی و موسیقی سنفونیک ختم می شود.

پنجمین فصل به "مفاهیم  و مکتب های جغرافیای انسانی " پرداخته که به بیست زیرفصل تقسیم شده، آغاز زیرفصل ها، همبلت و جغرافیای انسانی و پایان آن رسالت جغرافی دان در حفظ منابع طبیعی است.

فصل آخر کتاب به موضوع انسان در فلسفه جغرافیا اختصاص یافته که عنوان "جامعه انسانی و عوامل محیط طبیعی" است. زیرفصل های بیست و چهارگانه آن با انسان و موقع ریاضی شروع و سرانجام زیرعنوان آن واحه های صحرایی و شکوفایی تمدن ها نام گرفته است.

نقد اثر

نویسنده در مقدمه سخن خود را این چنین آغاز می کند: «پدیده‌های جغرافیایی زاییده همه خصیصه‌های فرهنگ انسانی و متأثر از کلیه عوامل و شرایط محیط طبیعی است. پیوند و وابستگی میان ویژگی‌های فرهنگی ـ اجتماعی و اقتصادی هر جامعه یا مکان زندگی که آثار و تلاش‌های انسانی در آن زمینه مساعد می‌یابد، اساس علم جغرافیا را تشکیل می‌دهد». سپس با توجه به تعریفی که از جغرافیا بیان می دارد به ارتباط وپیوند بین فلسفه و جغرافیا می پردازد و تصویر کلی از فلسفه ی جغرافیا برای مخاطبان خود ارائه می دهد.

 صاحب نظران فلسفه گفته اند: فلسفه متکفل وجود و هستی پدیده هاست. از این روفلسفه جغرافیا نیز هم چنان که نویسنده در مقدمه بیان می دارد" از عمومی ترین قوانیین حاکم بر روابط انسان و محیط بحث و گفت وگو دارد. به سخن دیگر، فلسفه جغرافیا، عبارت است از جهان بینی خاص از روابط جوامع انسانی، شرایط محیطی، پیوند واقعیت پدیده ها با یکدیگر در جهت آشنایی و تجانس ناحیه ای و بالاخره اصول و قوانین حاکم بر روابط انسان و محیط. مثل این است که فلسفه جغرافیا از وحدت نظام یافته یی سخن می گوید که در عین کثرت از وحدت و تجانس لازم بهره مند می باشد."

هدف کلی این کتاب، آشنایی با عمومی‌ترین قوانین حاکم بر روابط انسان و محیط بیان شده . موضوع اصلی این درس، آشنایی با روابط جوامع انسانی و شرایط محیطی و کوشش برای پیوند پدیده‌ها با یکدیگر به منظور درک بهتر تجانس ناحیه‌ای ـ مکانی در عین کثرت پدیده‌هاست
.
مقدمه پیشانی و چهره ی کتاب است که به صورت اجمال و گویا ما را به متن و محتوای تفصیلی کتاب رهنمون می شود. چشم انداز ی که در مقدمه کوتاه دکتر شکویی ترسیم شده است، مطالعه ی کتابی دل انگیز که با زبانی فلسفی ماهیت فلسفه ی جغرافیا در هسته ی اصلی را بیان می کند، مورد انتظار قرار می دهد که شورانگیزی موضوع، حرکت دهنده ی ذهن جهت جست و جو و پیگیری است. پی جویی های ذهن به حرکت درآمده، متأسفانه به جای مطلوبی نمی رسد، گویا نویسنده اساس بحث اصلی کتاب را فراموش کرده یا موفق به پرداخت آن نشده است.

با توجه به سخنان نویسنده در مقدمه می توان به اهمیت فزاینده ی فلسفه جغرافیا به عنوان یک کل پیوند دهنده و منسجم کننده در جغرافیا به خوبی پی برد. نویسنده با معرفی ابتدایی که از فلسفه ی جغرافیا ارایه می دهد، به نظر می رسد که به گونه ای به دنبال ایجاد یک پی و ساختمان اولیه ی محکم در ذهن مخاطبان خود که همان دانشجویان جغرافیا هستند می باشد.

فلسفه جغرافیا نظامی از ایده هایی كلی است كه با جهت گیری و محتوای علمی و كاربردی جغرافیا سرو كار دارند و با عمل جغرافیدانان گسترده می شوند .آموزش ، مطالعه و فعالیت های جغرافیایی در نظریات علمی سبك شكل گیری ایده ها و نظریه های جغرافیایی می شود . فلسفه جغرافیا با تاثیر و در چارچوب فلسفه علمی وروش شناخت علوم روشی است كه به شناسایی موضوع و تبیین ماهیت ، اصول ، تقسیمات و روش علم جغرافیا و ارتباط و جایگاه این دانش كهن بشری و سایر علوم می پردازد .در این فرایند به سیر اندیشه ها و دید گاه ها و نظزیه های جغرافیایی می پردازند ونیز هدف ها و كاربرد ها ی این علم را متناسب با شرایط جامعه و فرهنگ انسانی وزمان بررسی و مطالعه می كنند . تفكر و نگرش جغرافیایی چارچوب های نظری برای سازمان دهی اطلاعات و شناخت و تبیین جهان را روشن می كند . فلسفه جغرافیا دارای ساختار دینامیكی است كه متاثر از شرایط تارخی و تفكرات جغرافیایی سلسله ایی از عقاید كلی درباره محتوا و درون مایه های این رشته علمی را بیان می كند .

با توجه به تعاریفی که از فلسفه جغرافیا بیان شد، به خوبی می توان دریافت انتظارات ما از این کتاب برآورده نشده است. به عبارتی، نویسنده نتوانسته آن چنان که در مقدمه فلسفه ی جغرافیا رامعرفی می کند و آن را مکانیسمی پیوند دهنده و انسجام بخش در عین کثرت موضوعی جغرافیا بیان می دارد، در محتوا و متن کتاب نیز این هدف و تعریف از فلسفه جغرافیا را دنبال کند و به گونه ای درگیر معرفی مفاهیم و مبانی جغرافیا می شود و در این سیر گویی هدف کتاب که همان تبیین فلسفه جغرافیا است، به فراموشی سپرده می شود. لذا اشکال اساسی کتاب در این است که انطباق محتوایی آن با عنوان کتاب وهدفی که نویسنده درمقدمه پی ریزی می کند، تحقق نیافته است.

 نکته ی دیگر حائز اهمیت این است که علی رغم اینکه این کتاب سال هاست که جز کتاب های اصلی درسی دانشجویان جغرافی، به خصوص دانشجویان لیسانس می باشد، گویی نویسنده کمتر به این موضوع عنایت داشته اند، چراکه به نظر می رسد متن و محتوای کتاب تا حدی برای دانشجویانی که به تازگی وارد این رشته شده اند و هنوز با برخی مفاهیم اولیه جغرافی آشنایی چندانی ندارند، کمی ثقیل است.

علی رغم همه ی این موارد، این کتاب به خوبی نمایانگر دغدغه های ذهن نویسنده در زمان تألیف آن در مورد جایگاه واهمیت فلسفه جغرافیا است، که توجه به این موضوع در آن زمان بسیار حائز اهمیت و ستودنی است. اما این که این کتاب تا چه حد توانسته فلسفه جغرافیا را تبیین کند، بحث دیگری است که باید بدان توجه خاص مبذول شود، چرا که این موضوع حتی توسط خود نویسنده نیز حائز اهمیت بوده،  او تنها به نگارش این کتاب بسنده نکرده، چنانچه ما در سال های بعد شاهد کتاب دیگری به نام اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا(در 2 جلد) از وی هستیم..سرآغاز این کتاب از وابستگی جغرافیا بر اقتصاد نئو کلاسیک و تاثیر آن  در شکل گیری "جغرافیای تکنوکراتیک"شروع میشود .چنین نگاهی به جغرافیا معتقد است که همانگونه که  جبر جغرافیایی در دهه های گذشته بر جغرافیا و تحلیل های آن تا ثیر منفی داشت .درجهان امروز این دیدگاه  وتاثیر پذیری آن از اقتصاد نئوکلاسیک جغرافیدانان ایرانی را از شناخت منطق بنیادین پدیده های مکانی – فضایی بازداشت .در نتیجه در تحلیل های جغرافیایی منطق و مفاهیم کلیدی جغرافیا نظیر:تاثیرات ایدئولوژی  نظام حاکم . موضوع قدرت .تحلیل تصمیم گیریهای سیاسی .امر باز ساخت .اقتصاد کلان .عدالت  اجتماعی .زمان.ژئوپلتیک سرمایه . اقتصاد سیاسی و سا ختارجامعه بکلی به فراموشی سپرده شدوعلم جغرافیا  نه بصورت پویا و زمینه ساز آگاهیهای پایه ای و محیطی بلکه به حالت خنثی و حقیقت ستیزی مودبانه  درآمد."5 ایشان در بیان دیدگا ه خود در این زمینه اظهار میدارد "من با تجربه نسبتا"طولانی در آموزش  جغرافیا به این نتیجه رسیده ام که جهان سومی باید با تکیه بر این مفاهیم کلیدی به تحلیل فضای جغرافیایی  بپردازد . .....از اینروشرایط زمان ما حکم می کند که هر جغرافیدان جهان سومی در آثاروتحقیقات جغرافیایی خود ابتدا باید روی  مفاهیم "چه نوع جغرافیا ؟ برای چه زمانی ؟ جهت کدام ملت ؟"  شاید تنها در این محور  فکری است که جغرافیدان جهان سومی می تواند در پرتو روشنا ییها ی وجدان خود حرکت کند . عدم توجه به این موازین فکری غفلت نا بخشودنی خوا هد بود."6 این مفاهیم دغدغه نهایی استاد در زندگی علمی بودو شاید مهمترین وصیت علمی ایشان برای جامعه جغرافیای ایران این عبارت باشد که:"اگر ما در ایران نتوانسته ایم  به بنیانهای استوار در اندیشه های جغرافیایی دست یابیم این وا پس ماندگی را باید در عدم توجه یه اندیشه های فلسفی جستجو کرد.متاسفانه در کشور ما هنوز هم در حوزه نظری جغرافیا بشدت در غفلت و بی ثمری بسر  می برد . از این رو در کشور ما در محافل دانشگاهی و غیر دانشگاهی جغرافیا در مقایسه با سایر علوم مشابه حضوری کم رنگ و بی جلوه ای دارد.ما در آغاز راهی دراز در علم جغرافیا هستیم اما حرکتمان کند و بطئی  است."7 و با این جمله باید این وصیت تکمیل شود که"در این دنیای پرآشوب ونابسامانی ها ی اجتماعی – اقتصادی که هرروز موج تازه ای ازناامیدی عقب ماندگی و دربدری بر جهان سوم می تازد علم جغرافیا باید  موج تازه ای بیا فریند ونگاهبان امین و دلسوز حقیقت باشد . از این رو آرمان خواهی آگاهانه باید مسیر فکری جغرافیدانان روشنگر جهان سومی را تعیین کند".8 استاد درپائیز 1384 با تمام این دغدغه های علمی دیده از جهان فروبست و میراث گرانبهای علمی خود را در  قالب کتابها و مقاله ها برای نسل و نسلهای بعد از خود بودیعه گذاشت .ایشان درجغرافیای ایران دیدگاههای  مبتنی بر جبرگرایی و کورولوژی مبتنی بر مونوگرافی را به چالش کشید و جای آنهارا بادیدگاههای مبتنی برفلسفه سیاسی واقتصاد سیاسی ونظریه های اجتماعی پر کرد. حال با ما ونسل جوان جغرافیای ایران است که  این میراث گرانقدر را به سر منزل مقصو د برسانیم .

 روحش شاد 

 منابع:

  1. شکویی حسین : فلسفه جغرافیا – دانشگاه تبریز-1349 ص 3
  2. همان ص 157
  3. همان ص 160
  4. همان ص270
  5. شکویی حسین :اندیشه های نو در فلسفه جغرافیا – گیتا شنا سی  ص 9
  6. همان ص 10
  7. شکویی حسین : فلسفه های محیطی و مکتبهای جغرافیایی – گیتا شناسی ص 9 همان ص 9

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 03:49 ق.ظ

Amazing all kinds of terrific tips!
get viagra prescription online online order for viagra where to buy viagra uk cheapest viagra pills online how to buy viagra cheap buying viagra online get viagra no prescription buy viagra cheaply buy generic viagra online uk no prescription viagra online
جمعه 3 دی 1389 08:27 ق.ظ
با سلام
بد نبود توی فهرست منابع تون اسم وبی رو هم که از روش کپی زدین ذکر می کردین!
شما از دانشجویان دکتر کریمی پور هستین؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :