تبلیغات
تالدیک-Taldyk - خداشناسی
 
تالدیک-Taldyk
اگر یادتان ماندو باران گرفت...........دعایی به حال بیابان کنید
درباره وبلاگ


نام ونام خانوادگی:عیسی پارسا
دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا(اقلیم در برنامه ریزی محیطی)دانشگاه خوارزمی تهران
با عرض سلام و ادب خدمت همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می کنند وبه علاقه مندان علم جغرافیااین وبلاگ جهت گسترش ومعرفی علم جغرافیا وتبادل نظر بین علاقه مندان ایجاد شده است مارا با نظرات سازنده خود در غنای مطالب وبلاگ یاری نمایید.....
ایمیل:eisa.parsa@yahoo.com
تلگرام:
parsa13629@

مدیر وبلاگ : عیسی پارسا
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خودتونو در مورد کیفیفت مطالب وبلاگ بیان کنید؟









چهارشنبه 8 دی 1389 :: نویسنده : عیسی پارسا

خدا را در این تصویر پیداکنید

 



 

پریچهر باز تو چِته گریه نكن

برو توی دشت و جنگل,بگرد و خوشی بُكُن

پریچهر دیونه نشو,گریه نكن,بی خیالش

دنیایی كه من می بینم همینه,از اولش تا آخرش

پری جون منو نیگا منم شدم مثِ خودت

تك و تنها توی این دنیا,شاید هم مثِ كوزت

آره خوب كوزت فقط یه قصه بود

قصه ی آدمای پر غصه بود

پریچهر گریه نكن خوشگلكم دلم می گیره

پریچهر اشكاتو پاك كن ,عزیزم دنیا همینه

یه روزی شادی و شنگول,یه روزم غصه داری

یه روزی بی كس و تنها ,یه روزم همه رو داری

ببین اون گنجشكو رو دیوار ,ببینش چه خوشگله

یا كه اون یحیی گاریچی,میشناسیش ساده دله

پول و ماشین و سهام این چیزا رو نداره ولی خوشه

یه زن و چار تا بچه كه میبینم عاشقشونه, همیشه

پریچهر غصه نخور, با این چیزا حل نمیشه

با غم و غصه كه دنیای ماها ,خوب نمی شه

پریچهر گوش كن گلم,دِلای ما, هنوزم زیبا كه هست

همه رو بی خیالش, پریچهر خدا كه هست

 

 

عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم

جهان را با همه زیبایی و زشتی

بروی یکدگر ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پیمانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین و آسمان را

واژگون مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

نه طاعت می پذیرفتم

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمایان

سبحه صد دانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان

هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو

آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را

پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

بعرش کبریائی با همه صبر خدایی

تا که می دیدم عزیز نابجائی ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد

گردش این چرخ را

وارونه بی صبرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم مشوش عارف و عامی ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش

بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری

در این دنیای پر افسانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

چرا من جای او باشم

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد

وگرنه من جای او چو بودم

یکنفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!

عجب صبری خدا دارد ؟ ! ....
عجب صبری خدا دارد ؟ ! ....

                                         معینی کرمانشاهی





نوع مطلب : یه تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 20 فروردین 1390 11:07 ب.ظ
عجب صبری خدا دارد.عجب صبری خدادارد.....
چهارشنبه 20 بهمن 1389 01:36 ب.ظ
خیلی وقته به وبلاگتون سرنزدم ازقبل خیلی جالبترشده.اماسرعتش خیلی پایینه.ممنون که گاه گاهی به وبلاگ من نظرمیدهید.موفق باشید.
عیسی پارسابخدا من بی تقصیرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :