تبلیغات
تالدیک-Taldyk
 
تالدیک-Taldyk
اگر یادتان ماندو باران گرفت...........دعایی به حال بیابان کنید
درباره وبلاگ


نام ونام خانوادگی:عیسی پارسا
دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا(اقلیم در برنامه ریزی محیطی)دانشگاه خوارزمی تهران
با عرض سلام و ادب خدمت همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می کنند وبه علاقه مندان علم جغرافیااین وبلاگ جهت گسترش ومعرفی علم جغرافیا وتبادل نظر بین علاقه مندان ایجاد شده است مارا با نظرات سازنده خود در غنای مطالب وبلاگ یاری نمایید.....
ایمیل:eisa.parsa@yahoo.com
تلگرام:
parsa13629@

مدیر وبلاگ : عیسی پارسا
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خودتونو در مورد کیفیفت مطالب وبلاگ بیان کنید؟









یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : عیسی پارسا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 دی 1395 :: نویسنده : عیسی پارسا

چرا ما آدمها تازگیها یه جورایی شدیم و قبح بعضی کارها برایمان شکسته شده است ؟....و اصلا هم انگار نه انگار !

    در جمع ها ی دونفره یا چندنفره مان یکی را که اصلا حضور ندارد به بادتمسخر می گیریم و به کارها و نوع حرف زدنش می خندیم .و بعد تازه خرسندیم از اینکه روزمان را به شادی گذروندیم ...

**      با زحمت یک نفر دیگر و با خرج کردن مبلغ گزافی پول مدرک فوق لیسانس و دکترا می گیریم . بدون اینکه برای  آن ذره ایی زحمت کشیده باشیم . تزمان را یکی دیگر می نویسد و بعد به ما می گویند خانم یا آقای دکتر ....

***      با تلاش یکی دیگر و به نام ما مقالات علمی و فرهنگی در نشریات و سایتهای مختلف منتشر می شود و ما از آن برای خودمان اعتبار و در آمد کسب می کنیم و تازه به دیگران فخر هم می فروشیم .

****     در یک محیط اداری کار کردن یک عده ایی را بنام خودمان تمام می کنیم و همه جا با آن پز  می دهیم .درحالیکه قلبا آگاهیم کار را یک عده دیگری انجام دادند و از ان اعتبار کاری کسب میکنیم

     * براستی ما انسان ها عجب موجوداتی هستیم !!

در مورد اول برای کسب شادی خودمان حاضریم آبروی دیگری را ببریم و در موارد دیگر برای کسب اعتبار خودمان حاضریم از دسترنج دیگران بخوریم .

چه موجوداتی هستیم ما موجودات دو پا ........ 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1395 :: نویسنده : عیسی پارسا

یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود

رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود

یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت

معجز عیسویت در لب شکرخا بود

یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس

جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود

یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت

وین دل سوخته پروانه ناپروا بود

یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب

آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود

یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی

در میان من و لعل تو حکایت‌ها بود

parsa13629@





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 آبان 1395 :: نویسنده : عیسی پارسا
گاهــی حجـم دلــــتنـگی هایــم
آن قــــــدر زیـاد میشود
که دنیــــا
با تمام وسعتش
برایـَم تنگ میشود …
دلتنــگـم …
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
حرکـت ایستـاد …
دلتنگ خودم  …
خودی که مدتهــــــــاست گم کـر د ه ام …
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم !
حالا یک بار از شهر می رویم
یک بـــار از دیار …
یک بـــار از یاد …
یک بـــار از دل …
و یک بــــار از دســــت…


parsa13629@




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : عیسی پارسا

 

 

 

 

چــه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی

چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی

خلیل آتـشین سخن، تــبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه

برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!

تــمــام طـول هـفته را در انـتـظــار جمعه ام

دوبـاره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی

 

سروده : مهدی جهانـدار

تنظیم: حسین عسگری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 خرداد 1391 :: نویسنده : عیسی پارسا

به سلامتی پدر

 به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید و.... ماشین رو داد به دست فرزندش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

 به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد ....

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

به سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد بیایید قدردان باشیم ...

 پدرم هر وقت میگفت "درست میشود"... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

 پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!! پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟ پسر میگه : من..!! ... ... ... پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!! پسر میگه : بازم من شیرم... پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟ پسر میگه : بابا تو شیری...!! پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟ پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...

 وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

 پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند !

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد..

به سلامتی هرچی پدره . . . به یاد تمام پدرها و مادرهای عزیزمان که چشمشون به دیدن دوباره ما هاست. به یاد تمام انها چه انهایی که هنوز بین ما هستند و ما قدرشان را نمی دانیم و چه اونهایی که ما از دستشان داده ایم و جایشان بین ما خالی ست .

منبع:سایت الف

 





نوع مطلب : یه تلنگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : عیسی پارسا

 


یک توده هوا عبارت است از حجم عظیمی از هوا که خصوصیات فیزیکی آن بویژه از نظر دما و رطوبت و آهنگ کاهش دما (Lapse rate) در سطح افقی برای صدها کیلومتر تقریبا همسان باشد.

توده‌های هوا، خصوصیات اصلی خود را از سطحی که بر روی آن تشکیل می‌شوند، کسب می‌کنند. برای اینکه توده‌های هوا شکل بگیرند لازم است هوا به مدت طولانی در یک منطقه ثابت باقی بماند، در نهایت گردش معمولی هوا موجب به حرکت در آمدن آنها می‌شود.

توده‌های هوا معمولا در بعضی از نقاط دنیا بیشتر از سایر مکان‌ها تشکیل می‌شوند به این مناطق سرچشمه (Source region) گفته می‌شود.

توده‌های هوا را با توجه به منشاء تشکیل آنها، طبقه‌بندی و نامگذاری می‌کنند و با توجه به منشاء، نشانه‌های معینی را برای آنها به کار می‌برند.

طبقه بندی توده‌های هوا

نام و نشانه  مناطق منشا خصوصیات
آرکتیک A  مناطق قطبی سردترین توده هوای زمستان
قطبی بری cP  خشکی های جنب قطبی سرد و خشک و بسیار پایدار
قطبی بحری mP جنب قطبی و آرکتیک سرد و مرطوب و ناپایدار
حاره‌ای بری cT

بیابانهای عرضهای پایین بویژه صحرا و استرالیا

بسیار گرم و خشک و پایدار
حاره ای بحری mT  اقیانوسهای منطقه جنب حاره گرم و مرطوب ناپایداری شدید به جهت کناره غربی اقیانوسها
استوایی E دریاهای استوایی وحاره گرما و رطوبت زیاد

 

خواص و شکل‌گیری توده‌های هوا

خصوصیات و خواص توده‌های هوا از مناطق منشأ آنها کسب می‌گردد. بنابراین در حالی که توده‌های هوای قاره‌ای معمولا حاوی رطوبت کمی بوده در حالی که توده‌های هوای دریایی حداقل در سطوح زیرین آنها رطوبت بالایی دارند.

در حالی که توده‌های هوای حاره‌ای و استوایی گرم بوده ، توده‌های قطبی و منجمده سرد هستند. توده‌های هوای منجمده در واچرخندهای قطبی تشکیل می‌شوند. اگر چه رطوبت نسبی می‌تواند کاملا بالا باشد این توده‌ها با دما و رطوبت مطلق پایین مشخص می‌شوند. این توده‌ها نزدیک سطح زمین ثابت بوده و معمولا دارای وارونگی دمایی (Inversion) وسیعی در ارتفاع یک یا دو کیلومتری از سطح زمین می‌باشند.

هر چند توده هواهای قطبی قاره‌ای از پدیده‌های نیمکره شمالی هستند. توده‌های قطبی دریایی در هر دو نیمکره بر روی اقیانوس‌های عرض‌های بالای جغرافیایی تشکیل می‌شوند. این توده‌ها هنگامی تشکیل می‌شوند که یک واچرخند در نواحی خشکی عرضهای بالا طولانی باقی بماند، نظیر آلاسکا، کانادای شمالی‌، قسمت‌هایی از روسیه یا سیبری.

در زمستان‌ها این مناطق سرد و کاملا پایدار هستند. در تابستان هنوز نسبتا سرد بوده و پایداری آنها نسبتا کم و رطوبت آنها بالاتر است. گر چه تعداد کمی از واچرخندها برای مدت طولانی در عرض‌های بالای جغرافیایی در مناطق منشأ توده‌های هوای قطبی دریایی، باقی نمی‌مانند، نواحی اقیانوسی برای دادن خصوصیات مشخص به هوای متحرک به اندازه کافی وسیع هستند. در زمستان دمای توده‌های هوا mP ، در مقایسه با هوای cP یا منجمده (A) نسبتا ملایم بوده، ولی در تابستان سرد هستند. توده‌های هوای mP هم در زمستان و هم در تابستان مرطوب بوده و به آسانی می‌توانند ناپایدار شوند.

توده‌های هوای حاره‌ای قاره‌ای بر روی خشکی‌های نواحی جنب حاره، بیشتر در نیمکره شمالی، شکل می‌گیرند. بنابراین ، شمال آفریقا، جنوب غربی ایالات متحده و مکزیک و نواحی بیابانی آسیا، به ویژه در تابستان، نواحی مناسب برای تشکیل هوای cP هستند. فقط شمال غرب و مرکز استرالیا از نواحی منشأ عمده در نیمکره جنوبی هستند. توده‌های هوای حاره‌ای قاره‌ای گرم و خشک و ناپایدار هستند، ولی این ناپایداری به علت اینکه هوا رطوبت کمی دارد، نشانه وجود ابرهای زیاد نیست.

توده‌های هوای حاره‌ای دریایی در اقیانوس‌های عرض‌های پایین جغرافیایی در مجاورت واچرخندهای جانب حاره به ویژه در کناره‌های شرقی اقیانوس‌ها توسعه می‌یابند. هر چند به علت فرونشینی در داخل واچرخندها عموما یک وارونگی در چند صد متری بالای دریا وجود دارد سطوح پایین‌تر گرم و مرطوب هستند.

در بالای این وارونگی، هوا گرم و خشک است. همچنانکه هوا به سمت غرب حرکت می‌کند در بادهای تجارتی رطوبت عمیق و لایه‌های ناپایدار بوجود می‌آید، بطوری که وارونگی فوقانی محو شده و در کناره‌های غربی اقیانوس‌ها خصوصیات اصلی توده هوا بطور کلی از بین می‌رود.

مناطق منشأ توده‌های استوایی در منطقه همگرایی درون حاره‌ای قرار دارند. در این مناطق توده‌های هوای گرم و مرطوب که عموما در سطح فوقانی ناپایدار هستند، شکل می‌گیرند. در قسمت‌های شرقی اقیانوس‌ها به علت عمل فراچاهی (Upwelling) آب از اعماق دریا، که از خصوصیات این قسمت از اقیانوس‌هاست، هوای سطحی سرد بوده و توده هوا بسیار پایدار می‌باشد.

تغییر خصوصیات توده‌های هوا

همچنان که توده‌های هوا از مناطق منشأ خود حرکت می‌کنند خصوصیات‌شان تعدیل و یا تغییر می‌کند. این تغییرات به طرق مختلفی صورت می‌گیرد. طریقه معمول آن وقتی است که جریان هوا، توده هوا را از ناحیه منشأ اصلی، به روی سطوحی با خصوصیات متفاوت می‌برد.

یک توده سرد ممکن است از روی یک سطح گرم عبور کرده و حداقل در لایه‌های زیرین گرم و ناپایدار شود. یا عکس این حالت می‌تواند اتفاق بیفتد و بنابراین باعث افزایش پایداری در لایه‌های زیرین هوا گردد. یک توده هوای خشک با عبور از خشکی بر روی دریا می‌تواند مرطوب گردد و یا برعکس.

مشابها خصوصیت عمومی توده هوا می‌تواند با عبور از رشته‌های کوهستانی، تغییر نماید. یک مثال مشخص وقتی است که هوای mP در شمال آمریکا، بر روی کوهستان راکی صعود می‌کند. محتوای رطوبتی بالا در یک توده هوا منجر به بارندگی سنگین در قسمت رو به باد کوهستان (Wind Ward) می‌گردد. در قسمت پشت به باد (Lee Ward) همچنان که هوا به سمت پایین کوهستان می‌وزد به علت فشرده شدن ، گرم و خشک شده و باد گرم و خشکی را بوجود می‌آورد که به ویژه در زمستان می‌تواند در عرض چند دقیقه دما را چندین درجه بالا ببرد.

تغییراتی نظیر این از شرایط سطح زمین ناشی می‌شود. لیکن تغییرات می‌تواند از طریق اثر جریانهای سطوح فوقانی نیز بوجود آید، که می‌تواند از بالا بوسیله حرکات رو به پایین در قسمتهای شرقی سیستم‌های نیمه دائمی پرفشار در اقیانوس‌های مناطق حاره وجود دارد. در این منطقه حرکت به سمت استوا با جریان واچرخندی در پایین جو ترکیب شده و ناحیه‌ای را با هوای در حال حرکت بوجود می‌آورد که از طریق فشرده شده هوای فرونشینی گرم شده است.

در هر حال این هوا نمی‌تواند به هیچ طریقی به سطح زمین نزول کند، زیرا اقیانوس گرم ایجاد یک لایه کم عمق ناپایدار همرفتی را تقویت می‌کند. بنابراین یک لایه وارونگی توسعه می‌یابد که سطح آن به شدت نسبی گرمایش از زیر و فرونشینی هوا از بالا، بستگی دارد.

این مسئله هنگامی اتفاق می‌افتد که تماس مستقیم بین دو توده هواب متضاد و نسبتا تعدیل نشده روی می‌دهد. این مورد مکررا در عرضهای میانه در مناطق جبهه‌ای (Frontal Zone) همراه با چرخندهای عرض‌های میانه، اتفاق می‌افتد. اما می‌تواند در نقاط دیگر هم بوجود آید. به ویژه یک مثال قابل توجه در ناحیه تضادهای سریع در وضعیت جوی در غرب آفریقا وقتی است که هوای mT مرطوب از اقیانوس اطلس یه هوای گرم و خشک cT از بیابان صحرا برخورد می‌کند.

منبع: رشد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : عیسی پارسا
اغلب جاهای ایران داره برف میاد

ما تو فکر برف بازی هستیم

غافل از اینکه یکی باید با آب یخ ظرف‌ها رو بشوره
 
مستضعف





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    پنجشنبه 31 فروردین 1391 :: نویسنده : عیسی پارسا






    اینجا روستاست. جایی كه آسمان، زمین، عشق، هوا، سادگی و حقیقت زندگی مال روستایی است.
        زندگی در روستا رسم خوشایندی است. كوچه های خاكی و در هم گره خورده، خانه هایی از خشت و گل با درهای چوبی قدیمی، انگار كه به زندگی روستا چهره ای شاعرانه بخشیده. دستان پینه بسته پیرمرد روستایی نیز حكایت پیوند كار و تلاش با زندگی روستایی است.
        زندگی روستایی آرام و آهسته پیش می رود. زندگی روستا هنوز هم خالی از سر و صداست و فرسوده شدن از سختی ها و هیاهوی زندگی شهرنشینی غایب همیشگی آن. در روستاست كه شادی ها و غم ها تقسیم می شوند. آدم های روستا به هم نزدیك ترند و آنجاست كه همسایه از حال همسایه خبر دارد.
        آدم هایی كه همیشه در جستجوی زندگی آرام و به دور از ازدحام شهرها هستند، تصویری شاعرانه از روستا در ذهن خود دارند و برای همین است كه خیلی وقت ها می گویند خوشا به حالت ای روستایی. روستایی خبر از بوق های پی?درپی ماشین ها و هیاهوی شهرنشینی ندارد.
        زندگی شهری اما نقطه مقابل روستاست و گذران زمان در شهر خود قصه ای متفاوت از روستا دارد. زندگی شهری مهارت و فوت و فن خاص خود را طلب می كند. در شهرها انگار پایانی برای سر و صدا و هیاهو نیست. صدای خیابان ها، ماشین ها و آدم ها آنقدر آزاردهنده است كه گاهی به سرت می زند همه چیز را رها كنی و به كنجی دنج پناه ببری، البته اگر بتوان در شهرها جایی این چنین یافت. زندگی شهری، زندگی آرام و بی دغدغه ای نیست.
        آدم ها در شهرها هر روز بی تفاوت از كنار یكدیگر می گذرند. ارتباط ها در شهرها جزیی اند و زود گذر. آدم ها نسبت به هم بی تفاوتند و غرق شدن در شلوغی و هیاهوی شهرها مرگ صمیمیت ها و عاطفه هاست. شهر انگار كه دنیای بیگانه هاست.
        
        امروزی شدن روستاها


        هرچند هنوز هستند روستا هایی كه زندگی صنعتی و تاثیرات زندگی شهری آنها را متحول نكرده است، اما زندگی روستایی با تمام زیبایی هایش رو به سوی تحول دارد. اگرچه هنوز میان شهر و روستا تفاوت های بارزی وجود دارد، اما سبك زندگی روستاییان در حال تغییر است و با شتابی روز افزون از گذشته ها فاصله می گیرد.
        حالادر برخی روستاها خیلی از سبك های زندگی شهری وارد شده، آنقدر كه برای قدیمی ها كمتر چیز آشنایی از گذشته بر جای مانده است. برای كسانی هم كه راه شهر را پیش گرفتند و سالیان دراز دور از روستایشان بوده اند، شاید باور دیدن روستای كودكی هایشان كمی دشوار باشد.
        به اعتقاد دكتر نعمت الله فاضلی، مردم شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی ـ كه مطالعات گسترده ای درباره سبك زندگی روستایی و تغییر و تحول در آن انجام داده ـ ویژگی های شیوه زندگی روستایی در دوره های گذشته اجازه نمی داد تا پدیده سبك زندگی به معنایی كه در شهر دیده می شود به وجود آید. اما با رشد فرآیند شهرنشینی یا همان شهری شدن در روستا ها نیز سبك زندگی در حال شكل گیری است.
        هرچند در گذشته پوشش اهالی روستا با فرهنگ سنتی روستاییان پیوند داشت و با شهرنشینان كاملامتفاوت، اما حالایكی از تغییرات روستاها نسبت به گذشته تغییر در پوشش اهالی روستاست كه چندان تفاوتی با پوشش شهرنشینان ندارد. در خیلی از روستاها، روستاییان دیگر همچون گذشته لباس سنتی تن نمی كنند و حالاپوشش جوان روستایی فرق چندانی با جوان شهری ندارد.
        دكتر محمدباقر علیزاده اقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه تبریز می گوید: «با ورود تلویزیون و رسانه های جمعی به روستا ها، زندگی شهرها به روستاها نیز سرایت یافت، به گونه ای كه در موارد بسیاری روستاها به دنباله روی از شهرها پرداختند، در نتیجه نوعی یكسان سازی سبك زندگی روستاییان با شهرنشین ها یا همان شهری شدن روستا ایجاد شد.»
        این جامعه شناس می افزاید: «اكنون بیشتر ابزارهای مورد استفاده در شهرها در روستاها نیز رایج است. البته تاثیرپذیری روستا از شهر همواره تابع بعد مسافت میان این دو بوده است. یعنی هرچه روستایی به شهر نزدیك تر باشد به همان میزان نیز نفوذ عناصر و فرهنگ شهر در روستا نیز بیشتر می شود.»
        شكل فعالیت ها نیز در روستاها تغییر اساسی كرده است، هر چند در خیلی روستاها هنوز هم كار روستایی كشاورزی و دامپروری است، اما دختر روستایی كه تا همین چند سال پیش پشت دار قالی می نشست و با دستان هنرمندش بر تار و پود آن نقش می زد حالاانگار همچون دختر شهرنشین به دنبال مهارت های تازه تری است.
        
        تغییر شكل خانه های روستایی
        زمانه كه تغییر كرد و همه چیز رو به جلو رفت، شكل خانه های روستا نیز تغییر یافت و كم كم با مصالح و مواد ساختمانی مدرن ساخته شد. خانه های روستایی كه زمانی نشان از سنت های روستاییان و سبك زندگی آنان داشت، حالاانگار نه شبیه خانه روستایی مانند گذشته هاست و نه كاملاشبیه خانه های مدرن شهری.
        دكتر نعمت الله فاضلی معتقد است نه تنها شهرنشینان، بلكه حتی نسل های امروزی روستا نیز با توجه به تغییراتی كه در روستاها در نتیجه توسعه امكانات و خدمات رفاهی و تغییر شیوه یا سبك زندگی روستایی رخ داده است، كمتر قادر به تفكیك مفهوم خانه روستایی خود از خانه شهری هستند، اگرچه همچنان تفاوت های بارزی بین شهر و روستا وجود دارد.
        به اعتقاد این مردم شناس، خانه روستایی مدرن تلفیق و تركیب ناهماهنگ، نامتوازن و ناهمخوانی از خانه روستایی سنتی، خانه شهری و چادر و كپر عشایری است. یعنی نه خانه شهری، نه چادرعشایری و نه خانه روستایی سنتی است.
        به عقیده مردم شناسان اما این تغییرات تنها در شكل و قیافه خانه ها خلاصه نشده است. چنان كه به اعتقاد دكتر نعمت الله فاضلی، استاد مردم شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، با تغییر سبك زندگی و محیط خانه، روابط درون خانه ها و خانواده ها نیز دست نخورده نمانده است. روابط و ارزش های بورژوایی بتدریج بر روستا ها غلبه یافته، به گونه ای كه شهری شدن به مثابه نوعی ارزش بر روستا حاكم شده است.
        دكتر محمدباقر علیزاده اقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه تبریز می گوید: «ورود تكنولوژی شهری به جوامع روستایی، تغییرات زیادی در این جوامع ایجاد كرد. به عنوان مثال زمانی كه ابزاری نظیر تراكتور وارد زندگی روستایی شد نیاز به عریض شدن جاده ها و تغییر شكل درها و بناها همچون اضافه شدن انبار به ساختمان ها و در نتیجه تغییر شكل خانه ها شد.»
        این جامعه شناس می افزاید: «در گذشته میان ناحیه ای كه روستا در آنجا قرار داشت و معماری سنتی نوعی رابطه خاص وجود داشت. به عنوان نمونه در مناطق كویری اغلب خانه ها از گل و خاك ساخته می شد. اما اكنون تا حدودی سبك معماری شهری در خانه سازی و زندگی روستا ها كه در گذشته معماری خاص خود را داشت، نفوذ و آن را متحول كرده است.»
        
        ورود تكنولوژی به روستا


        زمان می گذرد و با پیشرفت علم و پیدایش تكنولوژی، زندگی روستایی نیز رنگ و بوی دیگری می یابد. سبك زندگی در روستا حالامثل بسیاری از جنبه های زندگی آدم های امروزی تغییر كرده و حالابه چشم روستا، شهر نمادی برای امروزی شدن است.
        بسیاری از عناصر زندگی شهری در زندگی روستایی راه یافته است. حالادیگر زن روستایی تقریبا از همان ابزاری استفاده می كند كه زن شهرنشین در خانه اش دارد. حالادر خانه زن روستایی جای جارو دستی را جارو برقی، جای پشتی را مبلمان و شاید جای سفره روی زمین را میز ناهارخوری البته نه در شكلی كاملامدرن پركرده است. دیگر بوی نان محلی در كوچه پس كوچه های روستا به مشام نمی رسد و انگار نان های ماشینی، سفره های خانه های روستایی را رونق می دهد.در كنار همه این تغییرات اضافه شدن برق، گاز، تلفن، مدرسه و بیمارستان همگی اجزایی از عناصر زندگی شهری است كه زندگی روستایی را متحول و آن را به زندگی شهری نزدیك تر كرد. عناصر زندگی شهری حالادر كنار زندگی روستایی جا خوش كرده و زندگی روستایی حالامخلوطی از گذشته و حال است.هر چند تغییراتی در سبك زندگی روستا ها وارد شده اما روستا، همان روستاست با همان مردمانی كه آسمان، زمین، عشق، هوا، سادگی و پاكی حقیقت زندگی شان مال آنهاست.





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    پنجشنبه 31 فروردین 1391 :: نویسنده : عیسی پارسا

    مشخصات جغرافیایی

    1197/ 33 ارتفاع از سطح دریا : 85 47 عرض جغرافیایی: 31 طول جغرافیایی: 39

    سال تاسیس: 1376 نوع ایستگاه: همدیدی (تکمیلی) موقعیت ایستگاه:شرق شهرستان

    شرایط بارندگی میزان رطوبت و تبخیر

    1850/ 405 میانگین تبخیر سالانه: 6 / میانگین بارندگی سالانه : 2

    373/ 70 حداکثر تبخیر ماهیانه:تیر 5 / حداکثر بارش 24 ساعته: 1

    29/ 13 روز میانگین رطوبت در زمستان: 4 / روزهای بارندگی بیش از 10 میلیمتر : 1

    70/ 49 میانگین رطوبت در تابستان: 4 / میانگین رطوبت سالانه: 9

    وضعیت درجه حرارت فشار سطح ایستگاه

    992/ 20 - حداقل فشار سالانه: 3 / کمینه دما : 6

    1033/ بیشینه دما: 43 حداکثر فشار سالانه: 7

    1012/ 15 میانگین فشار سالانه: 7 / میانگین دمای سالانه: 8

    شرایط وزش باد

    باد غالب: جنوبی باد غالب سهم سالانه : 9 درصد

    61 درصد / میانگین سرعت باد روزانه: 6 متر بر ثانیه باد آرام سهم سالانه: 4

    شدید ترین باد در طول دوره آماری : 32 متر بر ثانیه از سمت جنوب شرق

    اقلیم و دوره خشکی

    نوع اقلیم : نیمه خشک طول دوره خشکی: 185 روز(اردیبهشت-آبان)

    شروع دوره خشکی:اواسط اردیبهشت پایان دوره خشکی :اوایل آبان

    اداره کل هواشناسی استان لرستان مرکز آمار





    نوع مطلب : مقاله های جغرافیایی(اقلیمی-رساله)، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :

     

    و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟» بگو! «علم [آن] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده ای آشکارم.» و آن گاه که آن[لحظه موعود] را نزدیک بینید، چهره های کسانی که کافر شده اند در هم رود، و گفته شود؛ «این است، همان چیزی که آن را فرا می خواندید!»

    آخرالزمان

    یکی از موضوعاتی که از دیرباز ذهن آدمیان را درگیر خود کرده و علی رغم تلاش های نوع بشر در طول قرون و اعصار هنوز در هاله ی از ابهام است بحث از آینده جهان و به عبارتی عام این است که: آخر دنیا چه می شود ؟ این سؤال همانند پرسش از پیشینه جهان است که آن هم دقیقا روشن نشده و در حد فرضیاتی از دانشمندان تجربی مانده است .

    ما ز آغاز وز انجام جهان بی خبریم اوّل و آخر این كهنه كتاب افتاده است

    بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود.

    بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.

    اینکه شواهد و قراین نشان دهنده این است که جهان ما رو به نابودی می رود که شکی در آن نیست، و در همه ادیان الهی یا غیر الهی مباحثی در این زمینه مطرح شده است در قرآن کریم به این موضوع به طور مشروح پرداخته شده است و آن زمان را هولناک و عظیم شمرده است و از در هم پیچیدن آسمان و زمین و متلاشی شدن کوهها و دریاها صحبت کرده است .
    در نزدیكی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ كه نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری كه مدار آن بطور متناوب تكرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود

    در متون زرتشتیان آمده است:

    ... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمن‌یسن، ص 11، ف 6 ، بند 4 )

    در كتاب مقدّس می خوانیم :

    و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید كه بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (كتاب مقدّس، عهد جدید، ص 133، انجیل لوقا، ب 21 ، بند 25 و 27)

    بررسی روایات نشان می دهد كه طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار كه موجب خسف در زمین نیز می گردد، از علائمی است كه به نزدیكی ظهور دلالت دارد.

    طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه‌ السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند كه از زمان فرود آمدن آدم (علیه ‌السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.

    برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخرالزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است كه بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات كنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال 2012 اعلام كرده اند.

    در روایات اسلامی و قرآن كریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یكدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیكی قیامت یاد شده است. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از آن نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده كه موجب كشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینكه تاریخی برای آن تعیین نشده است.
    آخرالزمان

    بطور خلاصه می توان گفت در نزدیكی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ كه نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزی های بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری كه مدار آن بطور متناوب تكرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود .

     


    پایان دنیا از نظر قرآن

    با نگاهی به مجموعه آیات قرآن در می یابیم که قرآن زوال و نیستی جهان کنونی را مترادف با نیستی محض آن نمی داند بلکه آن را در بخشی از یک فرآیند قرارداده که به مفهومی پایانی برای آن متصور نیست. به این معنا که نیستی و زوال دنیا و جهان مادی کنونی برای تبدیل شدن به جهانی نو با شکل و شمایل و ماهیتی دیگر می باشد. تبدیل جهان مادی به جهانی دیگر نیازمند فروپاشی این دنیای مادی است که قرآن از آن به «یوم تبدل الارض غیرالارض والسموت» تعبیر می کند. آن چه از آیات قرآن - و حتی بعضی از سوره های اختصاصی که به مسأله پرداخته است- برمی آید، جهان هنگام تبدل از صورتی به صورت دیگر و ایجاد «طرحی نو» دچار حوادث و رخدادهایی می گردد که در قرآن از آن به «اشراط الساعه » تعبیر شده است.

    مفسران، برخی از تحولات اجتماعی و هم چنین فروپاشی نظام طبیعت و در هم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را که در آیات گوناگونی به آنها اشاره شده، از نشانه های قیامت دانسته اند. در روایات نیز بر تحولات اجتماعی و دگرگونی های کیهانی که پیش از قیامت واقع می شود عنوان "اشراط الساعه" و نشانه های رستاخیز اطلاق شده است.

    در قرآن کریم به بسیاری از دگرگونی های طبیعی که در آن زمان رخ خواهد داد اشاره شده است مثل : -ظهور دود (گاز) در آسمان -دمیده شدن صور - تاریک شدن خورشید، ماه و ستارگان -شکافتن کرات - زلزله شدید - فروپاشی کوه ها و ....
    کسانی که دعاوی شبیه این دعاوی را دارند که کمتر از یک دهه به ظهور مانده است؛ یا پیرمردان ظهور را خواهند دید و یا ... آنان نیز به «توقیت ظهور» رو آورده‌اند و مشمول روایات نهی از توقیت خواهند بود
    چرا زمان قیامت مشخص نشده است؟

    نامعلوم بودن زمان و کیفیت وقوع قیامت، داراى اثر تربیتى است زیرا در صورت معلوم بودن آن چنانچه زمانش دور باشد، غفلت همگان را فرا مى‏گیرد و اگر نزدیک باشد، پرهیز از بدیها به شکل اضطرار و دور از آزادى و اختیار در مى‏آید.

    با وجود نامشخص بودن زمان وقوع قیامت، تعابیر قرآن حاکى از آن است که عمر کوتاه دنیا و همچنین دوران برزخ به قدرى سریع طى مى‏شود که به هنگام وقوع قیامت، انسان‏ها فکر مى‏کنند تمام این دوران چند ساعتى بیش نبود.

    «وَ یَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ، قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ ، فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ كَفَرُوا وَقِیلَ هَذَا الَّذِی كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ »( سوره ملک ،آیه 25-27) ؛ «و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده کی خواهد بود؟» بگو! «علم [آن] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده ای آشکارم.» و آن گاه که آن[لحظه موعود] را نزدیک بینید، چهره های کسانی که کافر شده اند در هم رود، و گفته شود؛ «این است، همان چیزی که آن را فرا می خواندید!»

    « یَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِیبًا »( سوره احزاب ، آیه 63) ؛ «مردم از تو درباره رستاخیز می پرسند، بگو «علم آن فقط نزد خداست» و چه می دانی؟ شاید رستاخیز نزدیک باشد».

    خداوند بلند مرتبه به پیامبر عظیم الشأنش که علم نبوی دارد دستور می دهد به مردم بگو من زمان وقوع قیامت را نمی دانم و علم آن نزد خداست و بس که در چنین روزهایی هر کسی به خود جرأت ندهد که وقتی برای قیامت تعیین کند ، چرا که حکمت خداوند متعال ایجاب می کند که زمان قیامت پنهان باشد تا هر کس ظرقیت وجودی خود را نشان دهد اگر بنا بر دانستن زمان قیامت و مشخص بودن آن بود خداوند متعال خود به آن اشاره می کرد .

    «قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِی الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِی شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ ».( سوره نمل آیاتت65و 66)
    قیامت

    «بگو: «هر که در آسمان ها و زمین است، جز خدا غیب را نمی شناسند و نمی دانند کی برانگیخته خواهند شد؟» [نه] بلکه علم آنان درباره آخرت نارساست؛ [نه] بلکه ایشان درباره آن، تردید دارند ، [نه] بلکه آنان در مورد آن کور دل اند.»

    گفتیم که خداوند متعال وقت قیامت را بنا بر مصالحی بیان نداشه است و تأکید دارد که علم به آن هم نزد خداست و بس . در مورد علائم قیامت و ظهور روایات بسیاری به ما رسیده است اما در تعیین وقت آن نه و اگر هم چنین روایتی وارد شده باشد عیب آن از همین جا که معارض با نص صریح قرآن است مشخص می شود .

    علاوه بر آن امامان عظیم الشأن ما از توقیت و تعیین وقت برای ظهور و به تبع آن قیامت به شدت بر حذر داشته اند.


    روایت نهی از توقیت

    در بین روایات غیبت، یکی از مضامین مکرر و موکد، روایات نهی از توقیت (تعیین زمان برای ظهور) است. این روایت از پیامبر اسلام تا امام زمان (علیه السلام) نقل شده است و با تعبیراتی سخت و غلیظ بیان شده است. وقت ظهور سرّ الهی تلقی شده و بیان وقت، کذب و دروغ بر خداوند به شمار آمده است: کذب الوقاتون.(ر.ک. به کتاب‌های: الغیبه (شیخ طوسی) اکمال الدین و اتمام النعمه (شیخ صدوق) کتاب الغیبه (نعمانی) اصول کافی(کلینی) و منابع دیگر.)
    مسلمانی که به دین و قرآن خود باور دارد شایسته نیست که چنین القائات کذبی را بپذیرد و در امور خود هم ترتیب اثر دهد، بلکه شایسته است همواره در فکر هولناکی قیامت باشد و بر اعمال خود مواظبت کند چرا که در آن زمان مفر و پناهی جز خداوند متعال ندارد و البته مؤمنان رستگرانند و در پناه خدای خود از هر گزندی در امان خواهند ماند

    این گونه روایات، که اگر متواتر نباشند، مستفیض می‌نمایند، تأمل برانگیز و مسئولیت سازند. همان گونه که تعیین دقیق زمانی، توقیت است؛ بیان حدود گونه زمانی نیز توقیت است. به عنوان نمونه، کسی که می‌گوید: ساعت 10 به ملاقات‌تان خواهم آمد؛ برای دیدارش وقت‌گذاری کرده است. همین گونه کسی که می‌گوید حدوداً ساعت 10، یا بین 10 و 11 به دیدارتان خواهم آمد، نیز «توقیت» دیدار کرده است و لذا اگر در آن محدوده زمانی دیدار رخ ندهد، متهم به خلف وعده خواهد شد. و خلف وعده هم البته که از گناهان کبیره است.

    از این رو، کسانی که دعاوی شبیه این دعاوی را دارند که کمتر از یک دهه به ظهور مانده است؛ یا پیرمردان ظهور را خواهند دید و یا ... آنان نیز به «توقیت ظهور» رو آورده‌اند و مشمول روایات نهی از توقیت خواهند بود.

    حالا عده ای می خواهند بر پایه باورهای خود که مشخص نیست چه هدفی را دنبال می کنند این تنش را در جهان ایجاد کنند که فلان زمان ، زمان پایان دنیا و بروز و ظهور قیامت است و در این راه از ابزرهای پر قدرت رسانه و سینما استفاده می کنند که افکار پلید خود را در ذهن مخاطب نهادینه کنند تا به آن هدف ناپیدای خود برسند .

    مسلمانی که به دین و قرآن خود باور دارد شایسته نیست که چنین القائات کذبی را بپذیرد و در امور خود هم ترتیب اثر دهد، بلکه شایسته است همواره در فکر هولناکی قیامت باشد و بر اعمال خود مواظبت کند چرا که در آن زمان مفر و پناهی جز خداوند متعال ندارد و البته مؤمنان رستگرانند و در پناه خدای خود از هر گزندی در امان خواهند ماند.

    حالا بگذارید کسانی که برای دنیا و آخرت مردم تعیین تکلیف می کنند پناهگاه بسازند و خود را نجات یافته و وارثان دنیای جدید بدانند، ولی بدانند که: «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ » (سوره فتح آیه 10)حاشا که از آنچه در انتظارشان هست و خداوند متعال وعده فرموده مفری بیابند.





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    جمعه 9 دی 1390 :: نویسنده : عیسی پارسا

     

    پا به پای کودکی هایم بیا                  کفش هایت را به پا کن تا به تا

    قاه قاه خنده ات را ساز کن                    باز هم با خنده ات اعجاز کن

    پا بکوب و لج کن و راضی نشو          با کسی جز دوست همبازی نشو

    بچه های کوچه را هم کن خبر               عاقلی را یک شب از یادت ببر

    خاله بازی کن به رسم کودکی                    با همان چادر نماز پولکی

    طعم چای و قوری گلدارمان                لحظه های ناب بی تکرارمان

    مادری از جنس باران داشتیم             در کنارش خواب آسان داشتیم

    یا پدر اسطوره  دنیای ما                          قهرمان باور زیبای ما

    قصه های هر شب مادربزرگ                 ماجرای بزبز قندی و گرگ 

    غصه هرگز فرصت جولان نداشت         خنده های کودکی پایان نداشت

    هر کسی  رنگ خودش بی شیله بود      ثروت هر بچه قدری تیله بود

    ای شریک نان و گردو و پنیر  !             همکلاسی ! باز دستم را بگیر

     مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست       آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟

     حال ما را از کسی پرسیده ای ؟        مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

     حسرت پرواز داری در قفس؟         می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

    سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟    رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟ 

    رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟          آسمان باورت مهتابی است ؟

    هرکجایی شعر باران را بخوان           ساده باش و باز هم کودک بمان

    باز باران با ترانه ، گریه کن !              کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

    ای رفیق روز های گرم و سرد            سادگی هایم به سویم باز گرد!





    نوع مطلب : جملات قصار، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
     
    در بساط ژنده‌اش رنگ پیدا می‌کنی. رنگ شادی که به زندگی کودکان می‌زند.
    رنگ
    رنگ
    رنگ
    آبی
    زرد
    نارنجی
    و سفید
    کاش با فروش بادکنک‌ها، خستگی‌هایش کم ‌شود!

    [تصویر: 3tt8rd7s9x2rjprf37su.jpg]
    در بساط ژنده‌اش رنگ پیدا می‌کنی. رنگ شادی که به زندگی کودکان می‌زند.
    [تصویر: jfa9l8wek1v44etfqgcy.jpg]
    و در دستان پینه بسته‌اش خط و خطوط فراوان از پیچ و خم زندگی و یک معمای حل نشده هست: «امروز چگونه به فردا می‌رسد؟»
    [تصویر: 13cwxn3e62gjp54z6g04.jpg]
    و خدا هنوز آن بالا است.
    [تصویر: asrjdo0rnowzmpnlrtb4.jpg]
    کاش با فروش همه بادکنک‌ها، خستگی‌هایش کم شود!





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : عیسی پارسا
    در حاشیه جشنواره فرهنگی ورزشی عشایر لرستان()

    جشنواره فرهنگی ورزشی عشایر لرستان

     

    جشنواره فرهنگی ورزشی عشایر لرستانجشنواره فرهنگی ورزشی عشایر لرستان

    جشنواره فرهنگی ورزشی عشایر لرستان

    جشنواره فرهنگی ورزشی عشایر لرستان

    جشنواره فرهنگی ورزشی عشایر لرستان





    نوع مطلب : تصاویرجذاب، 
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    رخت چنار الموت روز عاشورا خون می‌گرید

    درخت چنار خون‌بار روستای زرآباد الموت همچنان پذیرای گردشگران خارجی و عزاداران حضرت سیدالشهدا (ع) در روز عاشوراست.

    به گزارش ایسنا درخت چنار كهن‌سالی در حیاط امامزاده علی‌اصغر در روستای زرآباد الموت در استان قزوین وجود دارد كه به درخت چنار خون‌بار مشهور است. خون‌بار بودن این درخت، قدمت دیرینه‌ای دارد و حتا در زمان شاه‌سلطان حسین صفوی نیز روایت‌هایی از آن مطرح شده است.

    در این‌باره، اسدالله بیرانوند ـ مدیركل میراث فرهنگی و گردشگری استان قزوین ـ در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایسنا بیان كرد:‌ در نزدیكی سحرگاه روز عاشورا، صمغی قرمز رنگ شبیه خون از این درخت خارج می‌شود كه آزمایش‌هایی هم روی آن انجام شده است. البته هیچ‌كدام از آزمایش‌ها با وجود مشاهده‌ی تركیبات مشابه خون در این صمغ‌، این مسأله را تأیید نكرده‌اند كه این مایع، به خون انسان مربوط می‌شود.

    او با اشاره به قدمت بیش از 600 سال دو درخت چناری كه درهم تنیده شده‌اند،‌ افزود:‌ هر سال در روزهای عزاداری ماه محرم، بیش از 10هزار نفر در این محل حضور می‌یابند و امكانات لازم و مهمانسرا نیز برای آن‌ها فراهم می‌شود.

    همچنین فاطمه آسیابان‌ها ـ مدیر روابط عمومی این اداره‌ی كل ـ كه دو سال شاهد این ماجرا بوده است، با اشاره به این‌كه مردم معتقدند، اتفاق‌هایی در روز عاشورا برای این درخت رخ می‌دهد، گفت: پس از پایان مراسم عزاداری و سینه‌زنی در روز تاسوعا، جمعیت حاضر در امامزاده، سحرگاه روز عاشورا دور درخت جمع می‌شوند و به خواندن مرثیه و عزاداری می‌پردازند. در این زمان، صمغ قرمز رنگی از برخی شاخه‌های این درخت چنار به آرامی شروع به تراوش می‌كند. این اتفاق تا ظهر روز عاشورا ادامه دارد و پس از آن، این شاخه‌ها خشك می‌شوند.

    او بیان كرد: نكته‌ی جالب این است كه این مایع فقط روز عاشورا از درخت خارج می‌شود، یعنی با توجه به متفاوت بودن سال‌های هجری شمسی و هجری قمری، این اتفاق درست در روز دهم ماه محرم رخ می‌دهد.

    وی افزود: وجود این درخت كه به یكی از جاذبه‌های گردشگری و مذهبی استان قزوین تبدیل شده است، هر سال در ماه محرم گردشگران زیادی را از كشورهای مسلمان مانند عراق و سوریه و حتا برخی از كشورهای اروپایی به این محل می‌كشاند.





    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :


    ( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :